
می ترسمگاهنوشتهای حمید امجد رو به هیچ وجه از دست ندین. وقتی که باهاش مصاحبه میکردیم هم همینطور زیبا حرف میزد. خوشحالم که از نزدیک دیدمش و امیدوارم کماکان به فعالیتش ادامه بده در تئاتر ایران. حتما برین بی شیر و شکر رو به یاد من ببینین و جای من رو هم حتما خالی کنین. امیدوارم یه روزی بتونیم اینجا ببینیمشون چون واقعا دانش و ظرفیتِ جهانی شدن رو دارن.
سلام.خيلي وبلاگ خوبي داريد.بهتون تبريك مي گم.با اجازتون لينك دادم.به من هم سر بزنيد.خوشحال مي شم.
به به چه خوشگل شده اينجا ... راستي اين بي شير و شكر رو بايد رفت ديد چون خيلي محشره ... خلاصه جات خاليه
واييييي چه خوشگل شده وبلاگت ! شيده جون اوندفعه كه در مورد ليزر نوشته بودي خيلي خوب بود و خيلي بدرد من خورد خواستم ازت تشكر كنم:* ميشه لطف كني در مورد جراحي زيبايي بيني هم اگه وقت داشتي بنويسي؟ميخوام بينيمو عمل كنم ولي هيچ اطلاعاتي ندارم و اينكه چه دكتري خوبه تا برم... چون خودتم بينيتو عمل كردي گفتم شايد در اين مورد هم اطلاعاته خوبي داشته باشي, قربونت:*
kaktus | November 18, 2004 12:24 AM
مبارك باشه قالب نو ات!
ايشالله روسي بچه هات
خيلي زيبا نوشته
چقدر شعر قشنگي بود :)



