صدا و سیمای بوش و دوستان
خب میگفتم! این فیلم اسکندر رو به هیچ وجه نبینین وگرنه مثل من هی حرص میخورین. از الیور استون انتظار نداشتم ایرانیها رو یه مشت عربِ بیفرهنگ بدونه! شایدم دیگه باید عادت کنیم که همه اینطوری میبیننمون چون اینطوری که داره پیش میره نمیدونم تا چه حدش رو میتونیم هی توضیح بدیم. تو فیلم یه جوری در مورد پرشیا حرف میزد که انگار داره در مورد یه جایی که بربرها زندگی میکنن حرف میزنه. ایرانیها همه ریشو و زشت و پشمالو به زبان عربی حرف میزدن و سوار شتر بودن!!
اسکندر و دوستانش هم هی اصرار داشتن که برن سرزمینهای مختلف رو از دست پرشینها نجات بدن تا تمدن و فرهنگ بهشون راه پیدا کنه. خیلی چیه؟!
بعدش به اصرارِ من رفتیم فیلم Finding Neverland که عجب غلطی کردم! الکی فکر کرده بودم که فیلم جالبی خواهد بود، بیچاره پیام از اواسط فیلم دیگه خوابش برد و وقتی که نوشت The End به دو از سالن فرار کرد. البته من خیلی بدم نیومد ولی فیلمِ خیلی موفقی نبود و ارزش دیدن هم نداشت. پیام هنوز هم داره در موردش حرص میخوره P:
در عوض The Incredibles خوب بود که واقعا ارزش دیدن داره. حالا شاید بریم بریژت جونز رو ببینیم که یه کم بخندیم دلمون شاد بشه و تلافی اون دو تا فیلمِ فجیع بشه.
اینجا تو تلویزیون کلی برنامههایی که دوست دارم پیدا کردم و نگاه میکنم اما تمام تلاشم اینه که بردهشون نشم! آخه آدم خیلی راحت ممکنه معتاد این برنامهها بشه که خیلی بده. یه سریالی بود که از بچگی دوست داشتم و میبینم که داره کانال هالمارک میذارتش به اسم M*A*S*H در مورد جنگ کره است و من عاشقِ طنز آلن آلدا هستم. روزی ۶ تا قسمت Friends رو میذارن کانالهای مختلف و در آن واحد دارم فصلهای مختلف رو دنبال میکنم و کلی هم میخندم. از Sex & the City خیلی خوشم نمیآد؛ خیلی میخندم اما از نظر اخلاقی شدیدا باهاش مشکل دارم!! البته وقتی چند قسمت از سریال 7th Heaven رو دیدم متوجه شدم که این امریکاییها کلاً تعادل ندارن! یا به زور میخوان آزادیِ مطلق سکس رو تلقین کنن حتی اگه آخرش آدم یه جورایی احساس کنه که شخصیتها چیزی کمتر از روسپی ندارن یا اینکه از اونور میافتن و همهی دختران مریم مقدس هستن و همه با هم خوبن و خانوادهها همه خوش و خرمن! یا اینکه درصد زیادی از مردم امریکا همجنسگرا هستن و تازه خیلی هم نرمالتر و باحالتر و حساستر و مهربونتر و خوشتیپتر از بقیه هستن.
باور کنین گاهی یاد صدا و سیمای لاریجانی میافتم! تنها نکتهی مثبتِ این آسمان هفتم اینه که یکیشون شبیه برد پیته و خب ممم... D: بگذریم! ولی جداً این سریال خداست! آخرِ جمهوریخواه بازیه! هر دفعه یه تمِ خاص رو دنبال میکنه که میخواد به زورِ چکش بکنه تو سرتون! تمهایی مثل: خانوادههای امریکایی خیلی همدیگه رو دوست دارن و همه خوشبختن، بچه هر چی زیادتر بهتر (خودِ خانوادهی اصلی هفت تا بچه داره!!!)، همه باید رای بدن، همه باید جنگهای امریکا رو پشتیبانی کنن، هیچ دختر و پسری در امریکا واقعا دلش نمیخواد قبل از ازدواج سکس داشته باشه و اگر این اتفاق بیوفته حتما یه فاجعهای رخ میده و همه پشیمون میشن، همهی امریکاییها یکشنبهها میرن کلیسا اگه نرن امریکایی نیستن! کشیشها خیلی خوبن، امریکا خیلی خوبه، ما خیلی خداییم...
خلاصه که تا دلم برای تلویزیونِ ایران تنگ میشه فوری میشینم و این سریال رو نگاه میکنم! خوشبختانه کانال بیبیسی رو داریم و من بیشتر اون رو نگاه میکنم و هر وقت برسم و خونه باشم اون چند تا برنامه که بالا گفتم. حالا بازم براتون تعریف میکنم کاری که از طریق تلویزیون با مخ مردم میکنن که فکر نکنین فقط ماییم که خداییم!



