« دلتنگی‌ برای شهری که نیست | Main | ترشواش‌قاتق »

تولدم مبارکه!

اولین سالی که حمیدرضا با گروه‌مون بود و تولدش شد جمعه بود و قرارِ هفتگی‌مون رو داشتیم تو کافه ۷۸. قرار شد با پرستو بریم یه شیرینی‌فروشی تو همون ویلا که من می‌دونستم شیرینی‌هاش خیلی خوش‌مزه‌ان و براش کیک بخریم. سنت‌مون بود که برای همه روز تولدشون کیک می‌خریدیم و دور هم جمع می‌شدیم و می‌زدیم تو سر و کله‌ی همدیگه. خلاصه که با پرستو رفتیم دو تا شیرینی‌فروشی که بسته بودن و رفتیم لرد.

متاسفانه هیچ‌گونه کیکی نداشت و فقط شیرینی داشت، ما هم با هم به این نتیجه رسیدیم که از هیچی که بهتره، شیرینی خامه‌ای می‌خریم می‌ذاریم کنار هم و با شمع می‌شه کیک!! گرفتیم و رفتیم جلسه. حیوونی حمیدرضا تولد همه رو دیده بود تا اون موقع و وقتی شیرینی‌ها رو دید خندید و هیچی نگفت و براش لی لی لی لی خوندیم و این حرفا. چیزی که بهم ثابت شد اینه که این پسرِ از اون سال کینه به دل گرفته :)) نه ولی جون‌ِ من این طرحش رو ببینین :)) حمیدرضا جونم بازم ببخشید که برات کیک نگرفتیم اون سال، حالا ما یه اشتباهی کردیم اون اندی چی می‌گه اون وسط؟!! ممنونم که به یادم بودی :*

tavalod05.jpg

ممنون از همه‌ی کسانی که به یادم بودن و از هفته‌ی پیش دارن تبریک می‌گن! امروز هم عمه و عمو و مامان و بابا و دوستام زنگ زدن از ایران و کلی دلم باز شد. یادتونه من همیشه نق می‌زدم که از تولد و این‌جور چیزا بدم می‌آد؟ خب الآن که اینجام می‌بینم که چه بهانه‌ی خوب و به جاییه برای دور هم جمع شدن و با هم بودن. و دلم برای تک‌تکِ بچه‌ها تنگ شده. آرش تولد تو هم همین موقع‌هاست مبارکه :*