« ترشواش‌قاتق | Main | شام غریبان »

مرز بین پورنوگرافی و ادبیات داستانی

یه چیزی مهدی نوشته بود که دیدم بد نیست در موردش یه چیزایی بگم. اون ترجمه‌ی کاپوچینو کارِ نیما بود و من ویرایشش کرده بودم و فوق‌العاده ازش خوشم اومد و توی فرودگاه امستردام کتاب رو خریدم که در راه به لس‌انجلس بخونم. اولین فصل که خیلی خوب بود و فصل‌های بعدی همین‌طور بیشتر و بیشتر به سوی متونِ اروتیکِ شدید رفت. راستش من هم تو فکر ترجمه‌ی کتاب و گذاشتنش توی وبلاگم بودم که در ایران علاقه‌مندان این نویسنده بتونن داستان رو بخونن اما بعد از اینکه به نیمه‌های کتاب رسیدم دیدم که دارم در حین خوندن کتاب از شدت وضوحِ به تصویر کشیدن روابط جنسی ناآروم می‌شم!!!

ترجمه‌ی این کتاب به زبان فارسی به مشکل خیلی بزرگی برخواهد خورد. ما واژه‌های مناسبی برای این مسائل در نثر داستانیِ نُرم نداریم. یعنی در اینجور مسائل یا به زبان دکترها باید حرف بزنیم یا اینکه واژه‌هایی رکیک به کار ببریم! مثلاً یا باید بنویسیم آلتش را به شدت داخل واژنش کرد یا اینکه... بگذریم! فکر کتم متوجه شدید مشکل چیه! در ضمن فقط یه فصل یا دو فصل نیست که اینطوریه بلکه از یه جایی به بعد تمام کتاب همینه!

من اصلاً نمی‌خوام قضاوت کنم و بگم این خوبه یا بده. به نظرم می‌شه به عنوان یه اثر اجتماعی-ادبی بهش نگاه کرد که جسارتِ فوق‌العاده‌ی نویسنده‌اش رو نشون می‌ده. نشون می‌ده که نویسنده از بیان مسائلی که برای همه تابوست ترسی نداره و می‌خواد به کُنه مشکلاتِ جنسی بپردازه اما خب واقعاً هر چی فکر کردم دیدم نمی‌تونم ترجمه‌اش کنم. شاید هم الآن نمی‌تونم و یه کم بگذره بتونم. یه قسمتی از کتاب رو اینجا می‌ذارم به زبان انگلیسی که فکر می‌کنم نشون‌دهنده‌ی هدفِ کتاب هستن:

... We understand nothing. We think that sex and ejaculation are the same thing and, as you just said, they are not. We don't learn because we haven't got the courage to say to the woman: show me your body. We don't learn because the woman doesn't have the courage to say: this is what I like. We are stuck with our primitive survival instincts, and that's that. Absurd though it may seem,...men are vulnerable. They don't really know what they're doing, they only know what society , friends and women themselves have told them is important. Sex, sex, sex, that's the basis of life, scream the advertisements, other people, films, books. No-one knows what they're talking about. Since instinct is stronger than all of us, all they know is that it has to be done,...

خودِ کوییلو هم می‌دونه که چه کرده و اولِ کتابش نوشته:

I was visiting France and I met a fan who told me that my books have made his dreams. I have often heard those words before, and they always please me greatly. At that moment, however, I felt really frightened, because I knew that my new novel, Eleven minutes, dealt with a subject that was harsh, difficult, shocking. This book is dedicated to that fan. I have a duty to you and to myself to talk about the things that concern me and not only about what everyone would like to hear. Some books make us dream, others bring us face to face with reality, but what matters most to the author is the honesty with which a book is written.

حالا سوالِ من اینه که آیا واقعاً مرزی بین پورنوگرافی و ادبیات داستانی هست؟ آیا به کار بردن تمام واژگانی که در مقوله‌ی سکس ممکن است، ارزش کار رو به خودیِ خود پایین می‌آره یا باید به عمق مسئله نگاه کرد؟