« هوووووووورا! | Main | اعتراض »

پیـــــــشولک :)

خب حالا وقتشه که در موردِ بچه‌مون براتون بنویسم!! ما یه پیشیِ ملوس رو به فرزندی قبول کردیم و از پنجشنبه آوردیمش خونه :) اسمش رو گذاشتیم پیشو D: خیلی خوردنیه و گفتم چند تا عکسش رو هم بذارم شما هم با بچه‌مون آشنا بشین :) البته عکسا خیلی خوب نشدن چون‌که شیطونک هی وول می‌خوره و نمی‌شینه مثلِ بچه‌ی آدم که ازش عکس بگیرم!

pishoo8.jpg

همون موقع که گرفتیمش رفتیم براش کلی خرید کردیم و حالا یه روز باید با هم ببریمش برای اولین بار دکتر که یه سری واکسن‌ها رو بزنه و سوالام رو هم بپرسم ازش. پیام خیلی اهلِ گربه نیست اما چون می‌دونه که من خیلی پیشی دوست دارم وقتی گربه‌ی همکارش زایید پیشنهاد کرد یکی‌شون رو بگیریم :X البته حالا خودشم حسابی دوسِش داره :)

pishoo7.jpg

خیلی بامزه است تا موقعی که پهلوش نخوابم نمی‌خوابه و وقتی شبا می‌ریم بخوایم و در رو می‌بندیم که نیآد، پشت در وایمیسه و یه بند میو میو می‌کنه تا بالاخره دل‌مون آروم نگیره بریم یه کم باهاش بازی کنیم و بخوابونیمش و یواشکی برگردیم ؛) مامانِ من شدیداً مخالفِ نگه‌داری هر نوع حیوونی تو خونه بود و به غیر از ماهی‌ّهای برادرم یادم نمی‌آ‌د حیوونِ زنده‌ی دیگه‌ای خونه‌مون اومده باشه. ولی من همیشه خیلی حیوون دوست داشتم. البته فکر کنم مامانم بیشتر نگرانِ این بود که حیوونه بمیره و ما افسرده بشیم!

pishoo6.jpg

خلاصه که تجربه‌ی خوبیه و کلی دارم باهاش کیف می‌کنم. چند روز دیگه هم خونه‌مون رو رنگ می‌زنن و بعدش هم موکت و اینا و آخر این ماه اسباب‌کشی می‌کنیم. این اولین اسباب‌کشیِ من خواهد بود و خیلی نگرانم که چکار باید بکنم! آخه وقتی یه سال و خورده‌ایم بوده رفتیم اکباتان و همیشه هم اونجا بودم و با سه تا چمدون اومدم اینجا و حالا نمی‌دونم این همه خرت و پرت رو چطوری باید برد خونه‌ی جدید! خدا رو شکر که پیام تا به حال چند بار این کارو کرده و انشالله که اون می‌دونه چی به چیه!

pishoo4.jpg

خب من برم یه کم با پیشو بازی کنم D:

pishoo9.jpg