
پیشو و مانیتور 19 اینچاول از همه برین جیگرکم رو ببینین :)
*****
وای خدای من! امروز روزِ بعد از شکرگزاریه و معروفه به خاطر حراجای عجیب غریبش. امروز ما هم یه مانیتور خدااااا خریدیم به یه قیمتِ خیلی خوب. flat screen و ۱۹ اینچ. مانیتور قبلیمون فاجعه بود و من نصف چیزا رو سیاه میدیدم. اصلا تنظیم نبود و بلد هم نبودم چکارش کنم. این رو که وصل کردم تازه برای اولین بار دیدم وبلاگم چقدر طرحش خوشگله :)))))
نشستم تمام عکسایی که داشتم رو دوباره نگاه کردم و واقعاً لذت بردم. پیشنهاد میکنم سیستم خوب هم ندارین برین مانیتور خوب بخرین دنیا شکلش عوض میشه :))
*****
یکی از خوبیهای این کار جدید اینه که روزهای تعطیلِ خوبی با حقوق داره :) روز شکرگزاری و فرداش تعطیله که با شنبه و یکشنبه میشه ۴ روز پشت سر هم! من دارم از تنبلی لذت وافری میبرم!! البته حیوونی پیام فقط دیروز رو تعطیل بود و در عوض به خاطر همون حراجا که گفتم از ۴ صبح رفته سر کار و الآن که ۱۲ نصف شبه هنوز کارش تموم نشده :(( این کار Retail واقعاً فجیعترین کار در امریکاست. علناً کارمنداشون رو استثمار میکنن به خدا! البته کلاً اینجا بهتره همت کنی و ریسک کنی و کار خودت رو داشته باشی تا اینکه برای کسِ دیگهای کار کنی. اصلاً پولی که دربیآری قابل مقایسه نیست. اما حالا تا موقعی که ما بتونیم این کار رو بکنیم مونده. برامون دعا کنین :)
هی امروز در باره ی اولین ها گفتم می ایی ببینی چی گفتم ؟ زود باش دیگه!
http://expressen.se/index.jsp?a=478691
NAZI | November 29, 2005 06:16 AM
هميشه اول مي گفتم سلام"استاد" ،عجالتا اين عنوان رو بيخيال بشيم! (;
شيده جون، والله راجع به چيزايي كه فرمودي هيچي ندارم بگم، در واقع دفاع از يك عيب واقعي و بزرگ چيزي جز مغالطه و سفسطه نيست!...ولي فكر كنم اگر بجاي كلمه "بت" واژه الگو رو بذاري يه خورده به احساس و ذهنيت من به اين قضايا نزديك تر باشه!...
------------------
خوب از اين بگذريم!...چشن شكر گزاري چطور بود؟...
اگه درست فهميده باشم انگار اين جشنيه كه اولين دسته از مهاجرين به آمريكا بعد از نجات پيدا كردن از يك سرماي وحشتناك و به تبعش قحطي غذاو... برگزار كردن!...
فكر نميكنم ديگه هيچ مهاجري الان واسه نجات از گرسنگي و قحطي اين جشن رو برگزار كنه !
به هر حال ايراني ها كه حتما بايد واسه نجات از اين آشفته بازار جشن شكرگزاري رو برگذار مي كردند!!! D:
....
خوش باشيد!
من از گربه ها زياد خوشم نمياد اما اين يكي عاليه!!
اين امريكاييها هم ادماي جالبين. اول انقدر گرون ميدن كه با چند بار حراجم براشون سود داره!
سلام
پيشي ملوست معركه است
ما هم تو دانشگاه 4 تا گربه ماماني داريم
راستي وبلاگت خيلي دوست داشتنيه
دوست داري تبادل لينك كنيم؟
چشم جديدتون مبارك!
من هم داستان های زیادی از کار زیاد در آمریکا شنیدم و اینکه زندگی در آمریکا یعنی کار و کار و بعدش هم بازم کار وگرنه از پس زندگی بر نمی یای.
به نظرم اینجوری خیلی بده چون انسان تبدیل به ماشین میشه .
دوستی که به تازگی از آمریکا برگشته بود برام می گفت در اروپا ما کار می کنیم که زندگی کنیم و در آمریکا زندگی می کنن که کار کنند.
در هر حال امیدوارم شما هم بتونید به خواسته تون برسید و برای خودتون کار کنید.
این گربه بدبخت عجب ریختی پیدا کرده بعد حموم..گربه ها از یه قطره آب هم بیزارند اونوقت این بیچاره چه ریاضتی کشیده...
گربه ي زيادنازي هم نيست؟لوسش نكن بعد هم شما بيز حمت ايميل نداريد؟
ممكنه آدرس ايميل شما به بزرگي يك شتر در ديد باشه اما من دچار كوري ميشم بعضي وقتا و شتر كه چه عرض كنم بوئنگ مسافربري رو هم نميبينم ؟؟تا چه برسه آدرسي همراه يك ات ساين اگه پيداش كردم كه ميل خصوصي ميرنم اگه نه بيزحمت يك ندا بديدآدرستون چيه؟
از حیوون دمدار جماعت بدم میاد. ولی نمی دونم چرا همین طوری بیخودی از این وب لاگ بدم نیومد. خوش باشی و با طراوت.
سلام...
ممنون از اينكه وبلاگ من رو لينك كرديد...
با عرض پوزش اگر براي شما مقدور است ID من رو ADDكنيد...
اميدوارم با يه كم همت به خواسته هاتون برسيد..
خدانگهدار...
شيده جان سلام،
الحق و الانصاف پيشوتون از جيگر هم يه چيزي اون ور تره!!:) دل من از اين ور دنيا آب شد :) از طرف من لطفا حسابي بچلونيدش :×
Niloo | November 26, 2005 03:26 AM
شيده جان سلام،
الحق و الانصاف پيشوتون از جيگر هم يه چيزي اون ور تره!!:) دل من از اين ور دنيا آب شد :) از طرف من لطفا حسابي بچلونيدش :×
Niloo | November 26, 2005 03:26 AM



