سال نو مبارکه
خب خدا رو شکر دمِ عیدی اکبر گنجی هم آزاد شد. باید به خانومش تبریک گفت که خیلی صبوره. آرش هم که طبق معمول بهترین عکسها رو در بهترین موقعیت گرفته.
این ماجرا رو هم اصلاً آنلاین نبودم اون هفته که دنبال کنم اما واقعاً پسرفت وضعیت آزادی بیان تو ایران دردناکه :(
***
دیروز تولد یه سالگیه پیشو خان بود. کلی هی نازش کردیم و غذاهای موردعلاقهاش رو بهش دادیم. هی به پیام میگفتم ببین تونستیم یه موجود زنده رو تا یه سال زنده نگه داریم با هم. فکر کنم اگه بچهدار شیم میشه بهمون امید داشت!!
***
سال نویِ دومیه که دور از خانواده هستم. عید رو شدیداً دوست دارم و براش احساساتی میشم. با مامان اینا که حرف میزنم گاهی نفسم درنمیآد انقدر که دلم میخواد ببینمشون و بغلشون کنم. گاهی هول برم میداره که قیافههاشون داره از یادم میره...
بگذریم.
هنوز هفتسینمون رو نچیدم و در کمالِ هنرمندی، از نوعِ پینکفلویدیشی، فکر میکردم سهشنبه عیده و اون روز رو با پیام مرخصی گرفتیم! حالا موقع تحویلِ سال سر کاریم و در عوض فرداش تعطیلیم :)) من خدام، نه؟!
این رو هم نمیدونم کار کیه اما چون همیشه ازش خوشم میومده میذارمش اینجا که تبریکِ عید من باشه به همهی کسایی که اینجا رو میبینن.

فعلاً شب به خیر.



