--daily links
اگر گربه دوست دارین حتما این سایت رو ببینین :))
من نمی دونم چرا این آخوندا همه چی رو می خوان به مذهب ربط بدن! حتی مردن یکی رو!!
فیروز نادری- ایرانی در ناسا
مجله جدید هنر+
کمک ، اینجا چهار میلیون نفر هوا برای تنفس ندارند
زمین مینیاتوری- خیلی جالبه؛ ببینید
[آرشيو]

--feed
RSS + Atom
Stats
--find anything

« مسابقه وبلاگی روز جهانی ایدز | سفر به ایران 1 »

خداحافظ بابابزرگ

بابابزرگِ منو یادتونه که آلزایمر داشت؟ پنج‌شنبه‌ی پیش بهم خبر دادن که دیگه نیست.
آخرش هم نتونستم یه بار دیگه ببینمش...

-- November 9, 2006 08:13 PM

نظرات

تسلیت می گم. آقاجون من هم امروز عمرش رو داد به شما. اونم آلزایمر داشت.

milad | January 13, 2007 09:40 AM

تسلیت می گم. غم فقدان و غم دوری...

دانش آموز | December 5, 2006 11:02 AM

سلام عزيز دلم - تسليت ميگم بهتون
الان در بهشت آرام گرفتن.....
انشالا براي شادي هاتون برات كامنت بگذارم
.....
من هم دارم دوباره با يك بلاگ جديد مي آيم - (شب يلدا ) يادتون هست ؟

yalda | December 5, 2006 01:58 AM

شیده عزیزم سلام
تازه متوجه شدم. تسلیت میگم. من هیچ کدام از پدربزرگهامو ندیدم، ولی حس میکنم از دست دادنشون خیلی غم انگیزه؛ خصوصا برای تو که از او دور بودی .

گلنسا | November 30, 2006 03:14 AM

سلام. يك متني نوشته بودي قبلا" در مورد كتبه كورش كه آيا صحت داره يا نه و من بطور اتفاقي اون متن نوشته ات رو ديدم نميدونم جواب سوالت رو گرفتي يا نه ولي بهرحال مي خواستم بگم كه درسته توي خود شهر سيدني و توي پارك المپيك نصب شده من مدتي پيش كه اونجا بودم خودم از نزديك ديدم و عكس اش رو هم توي وب لاگم گذاشتم :) موفق باشي

Amin | November 29, 2006 11:24 AM

تسلیت میگم شیده جان، غم آخرت باشه!

persian_londoner | November 25, 2006 07:46 PM

از آخرين سالي كه با خورشيد خانوم ايران بودين وبلاگ هردوتون رو مي خونم . اما اولين باره كه برات كامنت ميذارم . خاطراتتون رو هنوز يادمه . شبي كه با هم رفته بودين بستني بخورين و خورشيد خانوم براي اولين بار با اجازه ي پدرش بعد از ساعت 9 شب توي خيابون مونده بود . يا اون روزي كه توي اتوبوس با يه هدفون دوتايي آهنگ ...(اسمش رو يادم نيست )رو گوش ميدادين يادت اومد ؟ پدربزرگت رو هم خوب يادمه .. خدا رحمتش كنه .

من و آني | November 24, 2006 10:34 PM

شيده نازنين ... ياد و خاطره اش هرگز نميميرد .. بايد روزي خاطره هاي خوبش را براي فرزندت تعريف كني . خوبان ما فراموش نميشوند . مطمينم همسر مهربانت خوب ميداند كه چطور ا التيام دهد اين درد را ..
طول عمر شما افزون باد .

azar | November 23, 2006 08:06 PM

Are you still dating payam?

Shideh: I am married to Payam!

someone | November 23, 2006 07:16 PM

تسليت مي گم. روحش شاد.

بيد قرمز | November 23, 2006 05:42 AM

آلزايمر كابوس منه.

baya | November 22, 2006 06:41 AM

سلام.تسليت ميگم و برات ارزوي صبر ميكنم
اينو بدون كه اگه خدا قدرت فراموشي رو به انسان نميداد انسان فنا ميشد
شاد باشي

M.REZA.REZAEE | November 19, 2006 08:03 PM

خاک حق ماست.تسلیت می گم دوست من

رضا | November 18, 2006 09:48 PM

so sorry

iranian idiot | November 18, 2006 05:21 PM

hope he rest in Peace.
khodayesh biyamorzad, sorry for that

Alireza | November 16, 2006 02:02 PM

تسلیت می گم
این ندیدن دم آخر خیلی سخته
خیلی درده...

مریم پ | November 16, 2006 02:25 AM

تسليت مي گم. فكر كنم حالت رو بفهمم. چون منم ديگه نمي تونم دو تا بابابزرگهام رو ببينم. سخته. ميايي كسائي هستن برمي گردي كسايي نيستن

mehdi | November 15, 2006 09:05 PM

متاسفم واقعا :(
تسليت ميگم

نوشین17 | November 14, 2006 10:13 PM

شيده جان خبر رو تازه شنيدم. بهت تسليت ميگم. مي دونم كه خيلي دوستشون داشتي. لطفا سلام و تسليت من رو به خانواده برسون.

مسعود راد | November 14, 2006 04:51 PM

تسليت ميگم.

Anar | November 13, 2006 04:14 PM

آه آلزايمر عزيز!
دردهای هفتاد سالگی ام را،
کاش اکنون چاره بودی!

ali salehi | November 13, 2006 01:01 AM

روشنايی از شمع بزرگترست ، مهمترست .
بوسه از لب ، هم آغوشی ( بی حجابِ پيراهن حتٌی ) از لذٌت ،
سيگارِ مشترک از سرطانِ ريه ، بيداری و نجوای شبانه از خوابِ خرگوشی ،
شعر صبحگاهی از قلب ،
تو از من ،
و اين گياهِ عَشَقه ی پيچيده در رگ و روحِمان از هر دوی ما .

ali salehi | November 13, 2006 12:59 AM

هيچکس به اندازه ی يه نفر که بعد از هیفده سال حبس ( فرض کنين به
خاطرِ خوندن شعرهاش توی يه جمعی که کلٌه ی همشون يه زمانی
بوی قرمه سبزی ميداده و الان بوی لجن ) نميتونه بفهمه که يه آتيش
کوچيک برای روشن کردن يه سيگارِ باقيمونده توی جيبش از هیفده سال
پيش تا الان ، چقدر می ارزه !
اگه مثه الان تمام لباسها و تنش از يه گالن بنزين خيس باشه ، به اندازه ی
جونِ يه آدم به علاوه ی يه عشقِ مُرده و يه عمر زندگی پوسيده !

ali salehi | November 13, 2006 12:49 AM

تسليت مي گم.

امید | November 11, 2006 01:57 AM

سلام شیده.
من لذت بابابزرگ داشتن را نچشیده‌ام، ولی اکنون که رابطه‌ی پسرم پارسا را با بابابزرگش می‌بینم، راستی که غبطه می‌خورم؛ و حالا که این خبرت را خوانم، راستی که غمگین شدم.

:::: خوابگرد | November 10, 2006 11:45 AM

تسليت ميگم. من هم مادربزرگم را (كه من را بزرگ كرده بود) وقتي اينجا بودم از دست دادم.

farshad | November 10, 2006 10:38 AM

هيچ كس نمي ميرد فقط آنقدر صاف و زلال مي شود كه ديگر ديده نمي شود يا آنقدر سياه كه باز هم چشم را ياراي ديدن نيست....
شاد باشي

shobeir | November 10, 2006 06:17 AM

خیلی متاسفم شیده جان. من هم اینجا بودم که مادر بزرگم فوت کرد، خیلی برام سخت بود چون بهم از مادرم هم نزدیکتر بود و من نتونستم ببینمش. این هم یکی از قیمتهای بالای دور بودن...می فهمم چه حالی داره واقعا، ولی سعی کن به خودت تقصیر ندی، از این راه دور کاری از دست ما بر نمیومد.

شبنم | November 10, 2006 05:39 AM

چون تازه مادر بزرگم رو از دست دادم و نشد كه براي آخرين بار صورت ماهشو ببينم مي فهمم چي ميگي... تسليت مي گم.

mina | November 10, 2006 03:08 AM

روحشون شاد

برون کا | November 10, 2006 02:23 AM

سلام.
تسلیت میگم و ایشالا دیگه غم نبینی.
خوب باشی؛
مهتاب.

Mahtab | November 10, 2006 12:21 AM

تسليت!!!

rahgozar_bineshan | November 9, 2006 10:18 PM

من یادمه دوست عزیز ! خیلی خوب یادمه . متاسفم واقعا من هم دو تا پدربزرگهام رو تو چند ماه از دست دادم . حالا هم یاد اونها افتادم هم یاد نوشته قبلی تو

پویاهه | November 9, 2006 09:15 PM

tasliyat migam.
midoonam ke dar ghorbat ghame az dast dAdan azizAn kheili sangintareehare
be har hAl barAye shomA sabr Arezoo mikonam.

Cheers
Your Friend

doost | November 9, 2006 09:08 PM

تسليت مي گم بهت شيده جون...
مي دونم سخته وقتي ازشون دوري و اين اتفاقات مي افتن

به زودي مي بينمت :)

javaneh | November 9, 2006 08:21 PM




--my email
shideh [at] pinkfloydish [dot] com
My English Weblog

--my friends
ERROR: Blogroll is currently inaccessible

--weblog's archives
March 2010 | February 2010 | August 2009 | April 2009 | March 2009 | February 2009 | January 2009 | December 2008 | October 2008 | September 2008 | August 2008 | July 2008 | June 2008 | May 2008 | March 2008 | February 2008 | January 2008 | December 2007 | November 2007 | October 2007 | September 2007 | August 2007 | July 2007 | June 2007 | May 2007 | April 2007 | March 2007 | February 2007 | January 2007 | December 2006 | November 2006 | October 2006 | September 2006 | August 2006 | July 2006 | June 2006 | May 2006 | April 2006 | March 2006 | February 2006 | January 2006 | December 2005 | November 2005 | October 2005 | September 2005 | August 2005 | July 2005 | June 2005 | May 2005 | April 2005 | March 2005 | February 2005 | January 2005 | December 2004 | November 2004 | October 2004 | September 2004 | August 2004 | July 2004 | June 2004 | May 2004 | April 2004 | March 2004 | February 2004 | January 2004 | December 2003 | November 2003 | October 2003 | September 2003 | July 2003 | June 2003 | May 2003 | April 2003 | January 2003 | December 2002 | November 2002 | October 2002 | September 2002 |

--powered by
Movable Type 3.2




All Rights Reserved, 2002-2007.
PinkFloydish.com