شقالقمر
خب این امتحانِ سرنوشتساز هم امروز پاس شد به سلامتی و میمنت! این کارِ جدیدم توی بیمه است و اینجا تا موقعی که یه امتحانِ دولتیِ شدیداً سخت رو پاس نکنی بهت اجازه نمیدن که هیچکاری در بیمه بکنی. کلاً از درس خوندن هیچوقت خوشم نمیاومده و فقط به لطفِ حافظهی قوی که دارم از پسِ کارا براومدم. این دفعه ولی شوخی نبود، این امتحانه خیلی سخته و سر کار هم هی میگفتن که اگه دفعهی اول قبول نشدین خیلی تعجب نکنین چونکه خیلی سخته و فقط اگه دفعهی دوم هم قبول نشین اخراجتون میکنیم!!
خلاصه که امروز بعد از دو روز جون کندنِ ممتد و کش اومدن روی کتابِ درسیم رفتم ساختمانِ مرکزیِ بیمهی کالیفرنیا. یه چیزِ جالب در مورد امریکا اینه که وقتی میری یه جایی امتحان بدی و یا فرم پر کنی یا هر چیزی، انقدر کامل و فصیح همهی مراحل کار رو برات توضیح میدن که کاملاً خرفهم بشی! یعنی به کوچکترین سوالی که ممکنه توی ذهنِ خنگترین فرد عالم شکل بگیره هم جواب میدن. قبل از این امتحان هم دقیقاً به منوالِ همیشگی خرفهم شدیم و شروع کردیم به جواب دادن.
ببینین از کمبودِ امکانات و عقبموندگیِ ایران حرف میزنین، اینجا هم مشکلاتِ خودش رو داره. تمام سیستمهایی که برای این امتحان کامپیوتری استفاده میشدن متعلق به دورهی شاه شهید بودن! مانیتور بیا این هواااااااا! وسط امتحان هم یهو اینترنتشون قاط زد و یارو ممتحنِ پاشده زنگ زده به ساکرمنتو (مرکز ایالت کالیفرنیا) به دفتر مرکزی که اینا همهی جواباشون و سوالاتشون پرید! بعد از ده دقیقه دوباره ارتباط برقرار شد و خوشبختانه جوابهام به ۵۵ تا سوال نپریده بودن!! ولی وسطای امتحان، که ۱۵۰ تا سوال داشت و ۳ ساعت بود، میخواستم پاشم برم وبیخیالش بشم بسکه سخت و گیجکننده بود!
آخراش که رسیدم دیدم از ۱۵۰ سوال فقط ۶۰ تاش رو ۱۰۰ درصد بلد بودم و جواب دادم و ۹۰ تاش رو بدون جواب رد کرده بودم تا بعداً سر فرصت برم سراغشون دوباره. قبولی با ۷۰٪ بود و من مطمئن بود م که رد میشم اما خانمه گفت که قبول شدم!!! احساس میکنم شقالقمر کردم :) حالا باید از فردا برم سر کلاشهای آموزشیِ کارمون که علاوه بر این کالیفرنیا که یاد گرفتم ۲۱ ایالتِ دیگه هم بهمون یاد بدن!!! خدا خودش کمک کنه!



