
کمکیکی از خوانندههای این وبلاگ ایمیل داده که برندهی گرینکارد در لاتاری شده و حالا احتیاج داره به کسی که از نظر مالی ضامنش بشه. یه فرم به اسم affidavit of support هست که لازمه پر بشه و فقط ۳۰ روز وقت دارن برای این کار.
اگر کشی هست که میتونه کمک کنه لطفا خبر بده به این ایمیل: shideh [at] pinkfloydish [dot] com
ممنون.
سلام
من هم دقيقا همين مشكل رو دارم. راستش من از يكي از دانشگاههاي آمريكا براي دوره دكترا قبول شدم با 1600 دلار در ماه. و هيچ مشكل مالي هم ندارم. ولي چون لاتاري قبول شدم بايد حتما این فرم از طرف یک سیتی زن یا مقیم آمریکا پر بشه. اگر کسی هست که کمک کنه. واقعا خيلي لطف كرده.
اگه كسي راهي داره كه بهم پيشنهاد كنه يك دنيا ممنونش مي شم.
راستش من خودم هم امیدی ندارم که اینطوری جواب بگیرم. ولی فکر می کنم بالاخره تیریه در تاریکی آدرس ایمیلم رو هم می ذارم. با بهترین آرزوها
hashem | May 14, 2007 04:35 AM
سلام.منم یه ایمیا از همین لاتاریا دستم رسیده گفته 500 هزار دلار آمریکا برنده شدم.
من ضامن نمی خوام، یعنی کارم به اونجا نرسیده هنوز. الان باید این مساله رو حل کنم که با این 500000 دلار چیکار بکنم!!! اگه کسی نظری داشت ممنون می شم بهم بگه!
chera khudet zamen nemishi??? az mardom mayeh mizari
someone | February 28, 2007 03:43 PM
سلام
اين آدرس پرسشنامه منه. سوالات در مورد وبلاگر هاست و ممنون مي شم اگه جواب بديد.
http://www.dokhtaran.com/amar/a17/create.asp
اخوان | February 7, 2007 03:41 AM
سلام
به شما لینک دادم
بعيد مي دانم به فرض وجود سفت و سخت ترين نوع ضمانت هم بني بشري ايراني حاضر به اين كار شود...چشم ترسيده و...
------
نمي دونم تا حالا متوجه شدي يا نه ولي URL اي كه واسه كامنتام ميذارم آدرس صفحه جديدمان است از پس آن مرحوم!...و همچنان خيلي خوشحال ميشم اگه بياي بخوني و سر بزني!
چه جوری می شه اعتماد کرد از حقه نیجریه ایها نیست؟
********************
والله منم از نزدیک نمی شناسم شون. توی ای میل شون گفتن که حاضرن هر نوع گارانتی بدن. ولی من نمی تونم صد در صد تضمین بدم چون واقعا نمی شناسم شون.
حتما عقل از کله شما و ايشان پريده. کسی واسه آدم نشناخته اسپانسر نميشنه. اونن از طريق وبلاگ تو!
someone | January 25, 2007 09:43 AM
سلام شيده جان خوبين؟؟؟
چرا جديدن ديگه پست صوتي نمي گذارين...
شاد باشي خانوم
yaldalonely | January 25, 2007 04:40 AM
درود... خاطرات زيبايتان را خواندم... سبز باشيد...
وای چه فاجعه ای :)
مهران | January 24, 2007 10:28 PM



