بالاخره IP اين server جديد درست شد و اين کاپوچینوی ما هم آپ دیت شد. البته دست احسان جان درد نکنه که یک سوم مطالبی که بچه ها گذاشته بودن هم همراه با این نقل انتقالات پریده بود به هوا!! و صنم که می تونست هنوز اون قبلی رو
ادامه
کاپوچينو يه کم تاخير داره چون آقامون احسان داره server رو عوض می کنه و به محضی که این نقل و انتقالات انجام شد کاپوچینوی آماده سرو میشه! ***** اجازه هست یه کم نک و ناله کنم لطفا؟؟ شما رو به خدا، فقط یه کم، قول میدم! سرم درد می
ادامه
دوستان من رسما غلط کردم اون پايينی رو نوشتم! اصلا من گه بخورم حالم بد باشه! من خر کی باشم که بخوام اینجا یه کم نشون بدم شاید منم مثل آدم های دیگه گاهی خل بشم؟ شرمنده! فقط یه چیزی شما رو به جون هر کی دوست دارین نرین تو
ادامه
کابوس های ناتمام. حال منقلب از مرگ چند تخمک. گريه. رفتار غير منطقی. گریه. گل گاو زبون و سنبل الطیب. سعی برای معذرت خواهی برای حالی که دستِ خودم نیست. بحثِ بی فایده. گریه. تماس برای عذرخواهیِ دوباره برای رفتار عجیب غریب. زبون اونطوری که می خوام نمی چرخه. صدای
ادامه
در طول ماه رمضون مامانم هر روز صبح تو خونمون کلاس قرآن و ختم قرآن گذاشته و يه خانومی ميومد و بهشون ياد می داد چطوری قرآن بخونن و گاهی هم تفسیر می کرد براشون. خدا می دونه چه تفسیر هایی هم می کرده! در طول این مدت مامانم تمام
ادامه
امروز در یک حرکت انقلابی خانم اپیلاسیونی من دونفره اومد! یعنی همراه خودش دختر خاله اش رو هم آورده بود! اولش با توجه به اخلاق سختگیری که دارم عصبانی شدم که ورداشته با فک فامیلش اومده مهمونی! بعدش کاشف به عمل اومد که نخیر ایشون نیروی کمکی هستن که برای
ادامه
خب اين هم از کاپوچينوی هفتاد! یه مصاحبهء خیلی خودمونی با برادر و خواهر نفس عمیق که سعی کردم تا جای ممکن کمتر تغییرش بدم که دقیقا حس آدم ها موقع زدن حرفاشون معلوم بشه. ابتذال تو ستون نگاه به روزنامه ها هم کشیده شده، واقعا این اخلاقیات تو
ادامه
اول از همه تا یادم نرفته حتما برین این ثواب چرتکه انداختن جین جینی رو حتما بخونین که از دستتون میره! این بشر خداست! پست های قبلیش رو هم حتما بخونین، محمد یکی از هموناست که دفعه پیش گفتم هی می خوام بهشون لینک بدم ولی دیر یادم میوفته! *****
ادامه
امروز تولد صنمه و اين اولين تولديه که بعد از دوستيمون تو اين چند ده ساله پهلوی هم نيستيم. ولی در عوض خوشحالم که الآن اون داره رو رود نيل حسابی کيف می کنه :) صنم جونم گرچه نيستی اينجا اما خب تولدت مبارک! شاد و سلامت و موفق و
ادامه
امروز رفتم دکتر هومیوپاتیم و یه دل سیر به برادرم فحش دادم و کلی الآن حالم بهتره!!! ***** آهای ملت! دیدین این کلاغ سیاه که پنداری می گفتن مٌرده ناگهان طی یه سری عملیات محیر العقول به عالم حیات برگشته و داره حسابی هر روز کلی قار قار می کنه؟!
ادامه
تو کاپوچینو پرستو جونم در مورد سربازی و معافی و طرح جدید مجلس یه گزارش نوشته و اینجا هم تو این وبلاگی که مال دکتر جوون مملکته معمولا جمعه به جمعه میشه خوند که تو این مدت به اینا چه می گذره. وقتی اینا رو می خونم صدهزار بار
ادامه
آخ چقدر اين راست ميگه! مرسی پیام جونم ؛) ***** ای زیتون خدا بگم چکارت نکنه دختر که بیچاره ام کردی با اون لینکت! من اینجا لینک رو نمی دم چون نمی خوام لعن و نفرین آدم هایی که مثل من بدبخت مجبور میشن کامپیوترشون رو از برق بکشن که
ادامه
یه چیزی رو که مدت هاست متوجه شدم اما از رو نمیرم و هی سعی می کنم از دستش فرار کنم اینه که اصلا امکان نداره من بتونم بدون کار بمونم. یعنی الآن که خیر سرم نشستم خونه و فقط کار ترجمه تهران اونیو رو نگه داشتم باز هم نمیشه.
ادامه
هيچ توجه کردين چقدر آدم های موفق در ايران مورد نفرتی عجيب و غريب هستن؟ و هيچ توجه کردين همه می خوان اين آدم ها يه جوری با يه جاييشون محکم بخورن زمين که بعدا بشينن و در موردشون با لذت تمام کلی داستان های عبرت انگیز ببافن؟ ديدين هر
ادامه
تولد امير عزيز و حسابدارمون هم بود که انشالله سال خیلی خوبی با سلامتی و دل خوش در پیش داشته باشه، آمیــــــــــن :) ***** شماره دوم پلوتونیوم هم که به سلامتی در اومد و امیدوارم که این روند ادامه پیدا کنه، بازم آمیـــــــــــن! ***** دیشب رفتم و برای صنم چمدون
ادامه
افطاری با کروبی در مجلس يا نمايش شب هزار و يکم، مسئله اينست! ***** این چند روز خیلی روز های خسته کننده و شلوغ و در عین حال خوبی (فکر کنم!) بودن. مشکل اینجاست که یه موقع هایی یهو از خستگی کم میآرم و مثلا حالم انقدر بد میشه که
ادامه
تجربه ثابت کرده که وقت ناراحتی و عصبانیت و هر گونه احساس منفی دیگه ای، نوشتن حماقت محضه. پس ... ... that there that's not me I go where I please ... I'm not here this isn't happening ...
ادامه
یه سوال خیلی خیلی خیلی سخت دارم ازتون. آماده این؟ به نظر شما این انصافه که تولد همسر گرامی آدم باشه ولی آدم نتونه بغلش کنه و بهش تبریک بگه و مجبور شه دست به دامان انواع اقسام آلات پستی و اینترنتی بشه که بتونه اقلا یه تولد مبارک بگه؟
ادامه
هيچ وقت فکر نمی کردم یه روزی روم بشه زنگ بزنم خونهء یه آدم غریبه و بگم بیا با ما مصاحبه کن!! تازه براش زبون هم بریزم! تازه ازش وقت هم بگیرم!!! نــــــــــــــــــــــــــه اون آدم پای تلفن واقعا اصلا هیچ وجه تشابهی با من نداشت! منی که با آدم هایی
ادامه
اندر فواید والدین خلاق و کاکتوس های قرمز بابام: نزهتی این کیسهء گیاه خشک چیه تو بالکن؟ مامانم: اممممم نمی دونم. شاید نعناع خشکه یا آشغال یه سبزیی که پاک کردیم یادمون رفته بندازیم دور. یه کم با هم فکر می کنن و با بو کردن و اینا هم به
ادامه