سیزدهمین ماهگردمون هم مبارکه :*
ادامه
نمیدونم چرا تازگیها هر وقت به قصد وبلاگ نوشتن میآم و میشینم پای کامپیوتر به جاش هر کاری میکنم الا نوشتن! هزار تا صفحه باز میکنم و یه عالمه مطلب میخونم اما هیچی نمیتونم بنویسم. این ادیتور بهرام هم همینجوری خالی میمونه تا بالاخره خاموش کنم و برم. خیلی دلم
ادامه
دیروزصبح پدرم اینا زنگ زده بودن و وسط احوالپرسیها بابام گفت داییت میگه که برخلاف همیشه که ملایم و منطقی مینوشتی حالا حیلی تند مینویسی، دلت میخواد ما هم بریم پهلوی پدر سینا؟!!! خلاصه متوجه شدم که اون جو لعنتی خفقان هر جا که بریم دنبالمونه. یادمه وقتی صنم و
ادامه
تولدت مبارک احسان عزیز :X به یاد تمام تولدایی که با شما دوستای خوبم جشن گرفتیم. به امید جمع شدن دوبارهمون دور هم :)
ادامه
یعنی قراره از این کارا با بابک بکنن؟! این موجوداتی رو که به اسم ملت ایران که یعنی خود ما، دارن خودمون رو له و لورده میکنن، چه باید کرد؟ یعنی همه باید فرار کنن؟ اگر میخوایم یه کم نفس بکشیم باید فرار کنیم. بچهها خواهش میکنم مواظب خودتون باشین.
ادامه
باورم نمیشه، یعنی واقعا بابک رو گرفتن؟!!!!
ادامه
تولد پرپر جونم هم بود و من نبودم که ماچش کنم :(( امیدوارم که بقیه تلافی کرده باشن D: تولدت مبارک دختر عزیزم :X امیدوام که همیشه شاد و سرحال و مثل خودت توانا باشی :*
ادامه
چند تا دعوت gmail دارم، اگر کسی هست که میخواد به shideh [@] gmail.com ایمیل بده. البته به نظر من که همچین آش دهنسوزی هم نیست! *** یه بار در مورد نمایش مرگ یزدگرد لینکی دادم که در امریکا اجرا شده، اما متاسفانه شهرش رو اشتباه نوشتم D: الیبته اگه
ادامه
خب الآن پیام نشسته اینجا رو تخت، سر درسش و من هم رسیدم یه کم اینجا بنویسم. سالگردمون هم که گذشت به سلامتی و میمنت، هرچقدر که فامیل و دوستان هیجانزده و خوشحال یودن ما طبق معمول بسیار آروم و ریلکس با کل مساله برخورد کردیم. آرش دو سه روز
ادامه