--daily links
کمک ، اینجا چهار میلیون نفر هوا برای تنفس ندارند
زمین مینیاتوری- خیلی جالبه؛ ببینید
وای این خییییییلی خداست :))))
گردآفرید، اولین نقالِ زن ایرانی
بنز کلاسیک برای فروش
Past Life Analysis
[آرشيو]

--feed
RSS + Atom
Stats
--find anything

« January 2005 | Main | March 2005 »

اولین گردهم‌آیی مجازی وبلاگ‌نویسان ایران در پالتاك

جلسه این هفته: شنبه 15 اسفند 1383 (۵ مارس) ساعت 21 به بعد به وقت تهران موضوع جلسه: سخنرانی حسین درخشان و نمایندگان پن‌لاگ (كانون وبلاگ‌نویسان ایران) نشانی ورود: Paltalk>Miscellaneous>Blogiran موضوعات پیشنهادی بعدی: آسیب‌شناسی وبلاگ‌نویسی در ایران فیلترینگ، علل و عوامل و راهكارها وبلاگ‌نویسی و ادبیات آن‌لاین ساخت قالب‌ها
ادامه

مبارکه :)

هجدهمیش شدا!! یک سال و نیم گذشت. خوبه، خوشحالم و دلم می‌خواد اینجا صد و بیستمین ماه رو بنویسم :)
ادامه

ولنتاین در دنیای وحوش

۱۴ فوریه‌ی امسال اولین ولنتاینی بود که من و پیام با هم بودیم. خوشبختانه هر دومون هم تعطیل بودیم. اول می‌خواستیم بریم Mission Bay و جت‌اسکی کنیم اما هوا سرد بود و حسابی ابری، در عوض تصمیم گرفتیم بریم San Diego Wild Animal Park. وای خدای من باورتون نمی‌شه
ادامه

Free them please


ادامه

شام غریبان

یاد پارسال شام غریبان به خیر‌ :) چقدر خندیدیم :))) مریم قاشقی و چشمک! یکی از شب‌هایی که واقعا دلم براشون تنگ شده. هیچی مثلِ داشتنِ دوستای خوب زندگی آدم رو شاد نمی‌کنه؛ به غیر از یه شوهرِ ماه که هم دوستته هم همراهته،‌ هم عاشقته :) خدایا شکرت. کاشکی
ادامه

مرز بین پورنوگرافی و ادبیات داستانی

یه چیزی مهدی نوشته بود که دیدم بد نیست در موردش یه چیزایی بگم. اون ترجمه‌ی کاپوچینو کارِ نیما بود و من ویرایشش کرده بودم و فوق‌العاده ازش خوشم اومد و توی فرودگاه امستردام کتاب رو خریدم که در راه به لس‌انجلس بخونم. اولین فصل که خیلی خوب بود
ادامه

ترشواش‌قاتق

دیگه کمتر می‌رسم بیآم اینجا چیزی بنویسم. چند تا چیز بوده که هی گفتم بنویسم و انقدر ازش گذشته که الآن یادم نمی‌آد. حالا سعی می‌کنم تا جایی که یادم می‌آد بنویسم. امروز اولین روز هفته است که کار نداشتم، یعنی نباید می‌رفتم خونه‌ی مشتری وگرنه تو خونه که کار
ادامه

تولدم مبارکه!

اولین سالی که حمیدرضا با گروه‌مون بود و تولدش شد جمعه بود و قرارِ هفتگی‌مون رو داشتیم تو کافه ۷۸. قرار شد با پرستو بریم یه شیرینی‌فروشی تو همون ویلا که من می‌دونستم شیرینی‌هاش خیلی خوش‌مزه‌ان و براش کیک بخریم. سنت‌مون بود که برای همه روز تولدشون کیک می‌خریدیم و
ادامه


--my email
shideh [at] pinkfloydish [dot] com
My English Weblog

--my friends

--weblog's archives
May 2008 | March 2008 | February 2008 | January 2008 | December 2007 | November 2007 | October 2007 | September 2007 | August 2007 | July 2007 | June 2007 | May 2007 | April 2007 | March 2007 | February 2007 | January 2007 | December 2006 | November 2006 | October 2006 | September 2006 | August 2006 | July 2006 | June 2006 | May 2006 | April 2006 | March 2006 | February 2006 | January 2006 | December 2005 | November 2005 | October 2005 | September 2005 | August 2005 | July 2005 | June 2005 | May 2005 | April 2005 | March 2005 | February 2005 | January 2005 | December 2004 | November 2004 | October 2004 | September 2004 | August 2004 | July 2004 | June 2004 | May 2004 | April 2004 | March 2004 | February 2004 | January 2004 | December 2003 | November 2003 | October 2003 | September 2003 | July 2003 | June 2003 | May 2003 | April 2003 | January 2003 | December 2002 | November 2002 | October 2002 | September 2002 |

--powered by
Movable Type 3.2




All Rights Reserved, 2002-2007.
PinkFloydish.com