برین اینجا به پرستو رای بدین D:
ادامه
خب بالاخره یه شغلِ خوب پیدا کردم و کلی خرکیفم. اون یکی کارم رو هم دلم نیومد کامل بذارم کنار و ۲و ۳ روز هفته رو براشون باز گذاشتم. آخه کار باحالیه و کلی آدمهای جدید میدیدم و خونههای خوشگل و محلههای زیبا. واقعاً اینجا بعضیها خیلی خونههای خوشگلی دارن
ادامه
این نوشتهی علی عسگری رو به هیچ وجه از دست ندین. علی یکی از معدود کسانیه که واقعاً من رو یادِ صادق هدایت میاندازه. هوشِ فوقالعادهای داره که شاید فقط باعث شده که بیشتر بفهمه و بیشتر فکر کنه که خب معلومه یعنی بیشتر درد بکشه. اگر اون هم یاد
ادامه
اون روزی رفته بودم خونهی یکی برای اینکه براشون دفتر کارشون رو طراحی کنم. اولش فقط زنه خونه بود و خیلی ماه بود و دو تا بچهی بامزه هم داشت. کلی با هم حرف زدیم و یه طرح کشیدم و همون موقع شوهره اومد. اولاً عینِ اینا که قهرن نشست
ادامه
خب بالاخره کتاب هری پاتر رو تموم کردم. این آخری یه کم باعث شد من افسردگی بگیرم! آخرش غمناک تموم میشه :( کلاً احساس کردم این یکی تلخ بود یه کمی. البته تا به حال کتابش رو نخونده بودم و همیشه فیلمهاش رو دیده بودم، واقعاً کتاب یه چیزِ دیگه
ادامه
اینو چند وقت پیش نوشته بودم اما حتی نرسیده بودم بذارمش اینجا! حالا اصلا زمانش گذشته اما همینطوری میذارمش که یادم باشه اون روزا چه خبرا بوده :) ****** خب این هم از مراسم Emmy's و جکهایی که ملت میگفتن در مورد طوفان کاترینا و بیلیاقتی جرج بوش. از همه
ادامه
هه هه هه!! :) ماشینم بهم میآد؟ ***** عجب وبلاگ خوبی برای صمد بهرنگی هست و من نمیدونستم! ممنون از همهی اونایی که معرفی کردن. یکی از داستانهای بامزهای که از بچگی سرش کلی خندیده بودم برام جالب بود، پیرزن و جوجهی طلاییشه. آخه مامانِ من سوپر مودبه و
ادامه