اينو ديروز نوشتم اما نرسيدم خيلي کاملش کنم و فکر ميکنم همين قدرم کافيه! خيلی خب بالاخره شد که بشینم پای کامپیوتر یه کم. پیام رفته خرید و آشپزیِ روز یکشنبه رو هم کردم و جای شما خالی خورشت قیمهبادمجون داریم. پیشو هم رفته دمِ درِ بالکونمون و داره با
ادامه
میخوام چند تا پست بیربط بنویسم امروز. اول از همه این سرود ملی ایران در دوران قاجار رو شنیدین؟ چقدر قشنگه! کاش دوباره همین میشد! اينو دکتر زماني تو يه ايميلي فرستاده بودن و اين چند خط هم توش بود: اولين سرود ملي ايران مربوط به دوره قاجار ساخته موسيو
ادامه
خب الآن باید برم بخوابم اما چون بعد از مدتها حمیدرضا رو دیدم و دلم نیومد قبل از خواب باهاش یه گپی نزنم. دلم برای بچهها تو ایران تنگ شده گرچه خیلی بیمعرفتن و فکر کنم به غیر از احسان هیچکس این مدت نگفته خرت به چند من! بگذریم به
ادامه