<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<!-- generator="Movable Type/3.2" -->
<rss version="0.91">
  <channel>
    <title>::: PinkFloydish :::</title>
    <link>http://www.pinkfloydish.com/</link>
    <description></description>
    <language>en-us</language>
    <webMaster>shideh@pinkfloydish.com</webMaster>
    <pubDate>Fri, 12 Mar 2010 23:14:24 -0800</pubDate>
    <item>
      <title>بهار بهار</title>
      <link>http://www.pinkfloydish.com/archives/001196.php</link>
      <description>سبزه‌ها رو دیر گذاشتم خیس شن. شاید به هفت‌سین نرسن. هر کی منو می‌شناسه می‌دونه که عاشق عید و هفت‌سین و این حرفام، اما امسال هم شوق سال نو رو دارم و هم می‌شه یه سال که مامانم رو از...</description>
    </item>
    <item>
      <title></title>
      <link>http://www.pinkfloydish.com/archives/001195.php</link>
      <description>امروز تولد مامانمه ......</description>
    </item>
    <item>
      <title>قاتق خوران!</title>
      <link>http://www.pinkfloydish.com/archives/001194.php</link>
      <description>جای همه دوستانِ غذا-شمالی-خور خالی، امروز ترش واش قاتق و باقلاقاتق با ماهی دودی داشتیم :) آخر هفته تموم شد و از فردا دوباره غذاهای بد بد سر کار :( باید عادت کنم غذا با خودم ببرم، هم پول کمتر...</description>
    </item>
    <item>
      <title>فسنجون </title>
      <link>http://www.pinkfloydish.com/archives/001193.php</link>
      <description>امروز فسنجون رشتی درست کردم،‌ البته با مرغ و نه با خودکا! کلی یاد مامانم کردم. خیلی خوش مزه بود. جای همگی خالی!...</description>
    </item>
    <item>
      <title>در باب احوالاتِ ایران</title>
      <link>http://www.pinkfloydish.com/archives/001192.php</link>
      <description>تو این دو ماهه همه‌ی حواس‌مون به ایران بوده. هم من هم پیام از طرق مختلف دنبال آخرین خبرا بودیم و دل‌مون برای همه شور زده و امیدی گوشه‌ی دل‌مون خونه کرده. اما حالا که دوباره این دادگاه‌های مسخره رو...</description>
    </item>
    <item>
      <title>Love is over now*</title>
      <link>http://www.pinkfloydish.com/archives/001191.php</link>
      <description>بابام قبر دو طبقه خریده.... *...</description>
    </item>
    <item>
      <title>پس زلزله</title>
      <link>http://www.pinkfloydish.com/archives/001190.php</link>
      <description>ممنون از هم‌تون. ***** هنوزم باورم نمی‌شه. اما آروم شدم. از شبی که مامان‌م رو خاک کردن یه بی‌حسی و آرامشی غریبی منو در بر گرفته و فقط گاهی یهو انگاری برق می‌گیرتم و از یادِ از دست دادنش به...</description>
    </item>
    <item>
      <title>درد بیکران</title>
      <link>http://www.pinkfloydish.com/archives/001189.php</link>
      <description>- بیا پهلوم بشین یه ذره. دلم برات تنگ شده! - هه هه من که همیشه ور دِلِتَم!.... وای چه داغی، حالت خوبه پیام؟! باید از چشاش می‌فهمیدم... باید از نگاه‌ش می‌فهمیدم. معلوم بود دلش برام خیلی می‌سوزه. باید حدس...</description>
    </item>
    <item>
      <title>آهنگ از این سکسی تر تو این دنیا هست؟!</title>
      <link>http://www.pinkfloydish.com/archives/001187.php</link>
      <description> My little girl Drive anywhere Do what you want I don&apos;t care Tonight I&apos;m in the hands of fate I hand myself Over on a plate Now Oh little girl There are times when I feel I&apos;d rather not...</description>
    </item>
    <item>
      <title>کمی روزمره‌گی</title>
      <link>http://www.pinkfloydish.com/archives/001186.php</link>
      <description>امروز رو مرخصی گرفتم چون فکر می‌کنم آدم روز تولدش نباید کار کنه! در عوض حیوونی پیام از ظهر تا عصر کلاس داره! منم که خونه موندم و تنبلی دارم می‌کنم و هیچ کار مفیدی نمی‌کنم! از صبح تا حالا...</description>
    </item>
    <item>
      <title>داستان یک برادر</title>
      <link>http://www.pinkfloydish.com/archives/001185.php</link>
      <description>امروز بعد از مدتها با برادرم حرف زدم که تو ترکیه زندگی می‌کنه. فکر کنم الآن تقریبا ۵ ساله همدیگه رو ندیدیم. با هم خیلی رفیق بودیم اما متاسفانه حشیش و این‌جور چیزا جوری خلُش کرد که غیرقابل تحمل شده...</description>
    </item>
    <item>
      <title>یلدا بازی</title>
      <link>http://www.pinkfloydish.com/archives/001183.php</link>
      <description>امسال به هوای پرستو هم که شده یه وبلاگی آپدیت کنیم! سال ۲۰۰۷ تو بازی شرکت کرده بودم اما انگار پارسال غایب بودم! امسال شب یلدا رو با خداداد بودیم و حافظ خوندیم و انار خوردیم و ورق و تخته...</description>
    </item>
    <item>
      <title>چند بار می تونین  کفش بزنین تو سر بوش؟!</title>
      <link>http://www.pinkfloydish.com/archives/001182.php</link>
      <description>امتحان کنین!...</description>
    </item>
    <item>
      <title>زبان سرخ سر سبز دهد بر باد!</title>
      <link>http://www.pinkfloydish.com/archives/001181.php</link>
      <description>میگن حسین درخشان رو گرفتن. فکر کنم حسین با چیزایی که این یکی دو ساله تو وبلاگش می‌نوشت، فکر می‌کرد که وقتی برگرده به مشکلی برنمی‌خوره و شاید حتی به همکاری هم دعوت بشه! حالا هم می‌گن که حسین به...</description>
    </item>
    <item>
      <title>میان پرده</title>
      <link>http://www.pinkfloydish.com/archives/001180.php</link>
      <description>امروز به متد مامانم کتلت درست کردم. شدیدا مزه داد، جایِ همه‌ی کتلت دوستان خالی :) ***** دارم برای پیام شال گردن می‌بافم. یهو هوس کردم بافتنی کنم دوباره. فکر نمی‌کردم یادم باشه اما تا شروع کردم یادم اومد. فقط...</description>
    </item>

  </channel>
</rss>